صائن الدين على بن تركه
127
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
احاديث اگرچه ثمرهء اين گلبن كمالاند و هر روشنى كه در اين عالم ظلمانى واقع گشته ، از پرتو انوار اين صبح صادق ختمى است كه از مشرق نبوت تابان شده و ليكن تفاوت ميانهء ايشان بسيار است ، در اظهار احكام و ابانت قواعد اسلام ، چه هر حديثى كه زمان او پستر است ، در انفاذ احكام ، امضاى بيشتر دارد پيش ائمهء اسلام ، و در نمايندگى مراتب حقايق پرتو آن روشنتر است . اندر اين مرغزار كون و مكان * هرچه پستر است خوبتر است هرآينه چون اين مخدره از خانوادهء ختمى كه ظاهر شده بود به انواع ملابس عزت آراسته و به اصناف زيورهاى گوناگون مزين و پيراسته ، بيرون آمده چنانچه بيان تفاصيل آن خواهد آمد ، ازاينرو واجب نمود چند طبقه از طبقات معنى او هويدا گردانيدن و بندى چند از وطاى عصمت و قباى عظمتش گشودن تا هوشمندان كوى دردمندى از رنگ و بوى حلى و ملابس اين مخدرهء حسنا باشد كه بهرهور گردند ، چه لطائف حسن و جمال و دقايق غنج و دلال اين نازنينان كسى در تواند يافت كه قوت مردى او به مرتبهء فتوت و بلوغ انسانى كه وراى بلوغ متعارف حيوانى است رسيده باشد ، و قليل ما هم . روى تو كس نديد و هزارت رقيب هست * در غنچهاى هنوز و صدت عندليب هست پوشيده نماند كه حماى « 1 » قرب ايشان را چاووشان بسياراند و بارگاه عزتشان چنان نيست كه هر بيگانهاى گرد حريم آن تواند گشت ، و از اينجاست كه علمى چند كه پرتو انوار آن فرسودگان دركات دورى راه مىيابند و به درجات نزديكى فيروز مىگردند خال كفر و نيل زندقه بر چهرهء نمايش آن نهادهاند تا هر سست قدمى پيرامون حرمسراى قرب نتواند گشت . هر دست به دامن وصالش نرسد * هر ديده به خلعت خيالش نرسد
--> ( 1 ) - حماء : خويشان شوى چون پدر و برادر .